زیر طاق مهتاب



    تا آزادی پلی تکنیکی های همچنان دربند




س ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

بانک قرض الحسنه ی مهر ایران

«… در بانک قرض الحسنه نیز بخش عمده درآمد از محل کارمزد خدمات بانکی است که بین ۲ تا ۴ درصد خواهد بود. ضمن اینکه منابعی که ما جذب می کنیم، ارزان قیمت هستند و بر خلاف سایر بانکهای تجاری از محل جذب منابع متحمل هزینه ای نمی شویم و به دلیل وجود انگیزه ها و اعتقادات دینی در یک جامعه ی اسلامی و پایبندی به ارزشهای والای سنّت قرض الحسنه، سپرده گذاری در این بانک توسط مردم صورت خواهد گرفت و با افزایش قدرت سپرده ها، قدرت وام دهی ما نیز افزایش می یابد و با در اختیار گذاشتن این تسهیلات به افراد جوان جامعه و اقشار محروم، می توانیم نقش مؤثری در ایجاد آرامش اقتصادی(!!!) و اجتماعی داشته باشیم … از زمانی که بانک افتتاح شد و شروع به فعالیت کرد، یعنی از ۹/۲۴ برنامه ی بانک بدینصورت بود که در ماه اول جذب سپرده داشته باشد و در ماه آینده شروع به پرداخت تسهیلات کند. در حال حاضر نیز بانک در حال جذب سپرده های مردمی است که روز به روز افزایش می یابد؛ به طوری که میزان جذب در استانهای مختلف متفاوت بوده، اما باید تراز تلفیقی آنها برای داشتن یک آمار دقیق از آن به دست آید، ولی جذب سپرده نسبت به آنچه برآورد شده بود، مثبت تلقی می شود و از اول بهمن ماه نیز شروع به پرداخت تسهیلات خواهیم کرد و گروه هدف ما نیز برای دادن وام، ابتدا متأهلین واجدالشرایط هستند که تا سقف ۲۰ میلیون ریال [آرامش اقتصادی با ۲۰ میلیون ریال؟!] در اقساط ۳۶ ماه تسهیلات خواهند گرفت و اگر بانک بتواند منابع خود را تجهیز کند و جمع سپرده گذاری ها بیشتر از حجم متقاضیان دریافت تسهیلات باشد، می توانیم حجم تسهیلات بانکی را تا سقف ۱۰۰ میلیون ریال که حداکثر تسهیلات است افزایش دهیم …» -بخشی از مصاحبه ی هفته نامه ی شهروند امروز - شماره ی ۳۲ - یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶ با غلامرضا مصطفی پور، مدیرعامل بانک قرض الحسنه ی مهر ایران

و حالا این لینک را ببینید: عدم استقبال مردم از بانک قرض الحسنه - جام جم آنلاین

بخشی از حرفهای گفته شده در لینک بالا را که به گفتگوی ابتدای مطلب ربط دارد، اینجا می آورم:

« … غلامرضا مصطفي‌پور، مديرعامل بانك قرض‌الحسنه در گفتگو با خبرنگار «جام‌جم» جذب سپرده‌هاي قرض‌الحسنه مردم را در بانك قرض‌الحسنه از زمان تاسيس تاكنون بيش از ۳۰۰ ميليارد ريال ذكر مي‌كند و مي‌گويد: عمده اين حجم از سپرده‌گذاري از وجوه ريز و كوچك مردم بوده و هنوز مشتريان كلان در بانك قرض‌الحسنه سپرده‌گذاري نكرده‌اند.

خبرنگار ما مي‌نويسد: مقايسه اين رقم باكل سپرده‌‌هاي قرض‌الحسنه بانك‌ها در ۱۰ ماه سال ۸۶ تصوير شفاف‌تري به ذهن متبادر مي‌كند. مطابق گزارش بانك مركزي در مدت ۱۰ ماه سال ۸۶ يكهزار و ۳۲۱ ميليارد تومان سپرده قرض‌الحسنه در بانك‌هاي كشور جمع‌آوري شده است.

حال اين رقم را با ۳۰ ميليارد توماني كه در بانك قرض‌الحسنه مهر سپرده‌گذاري شده مقايسه كنيد. هر چند كه بايد پذيرفت اين بانك هنوز خيلي نوپاست و فقط ۵ ماه از تاسيس آن مي‌گذرد، ولي باز هم رقم جذب منابع آن بسيار ناچيز به نظر مي‌رسد …

واقعيتي كه نمي‌توان آن را انكار كرد اين است كه حتي جذب سپرده‌هاي قرض‌الحسنه نيز بايد با ايجاد انگيزه‌هاي قوي صورت پذيرد و بجز افرادي كه با نيت خيرخواهانه اقدام به گشايش سپرده مي‌كنند، تشويق سپرده‌گذاران قرض‌الحسنه نيز در جذب سپرده‌ها بي‌تاثير نيست؛ در نتيجه برخي مردم كه براي افتتاح حساب قرض‌الحسنه به بانك‌ها مراجعه مي‌كنند، ترجيح مي‌دهند در حساب‌ قرض‌الحسنه‌اي اقدام به سپرده‌گذاري كنند كه به آن جوايز تعلق مي‌گيرد.

رئيس يكي از شعبه‌هاي بانك ملي كه بانك قرض‌الحسنه مهر در آنجا شعبه‌اي (باجه‌اي)‌ داير كرده است، در گفتگو با خبرنگارما مي‌گويد: هنگامي كه افراد براي گشايش حساب قرض‌الحسنه به ما مراجعه مي‌كنند، از آنها مي‌پرسيم تمايل دارند در قرض‌الحسنه مهر كه به آن تسهيلات ارائه مي‌شود، سپرده‌گذاري كنند يا در قرض‌الحسنه كه مشمول جوايز مي‌شود كه مردم بيشتر گرايش به دريافت جوايز داشته‌اند.

وي در پاسخ به اين سوال كه تاكنون به چند نفر تسهيلات از محل حساب قرض‌الحسنه مهر ارائه شده است، گفت: بخشنامه آن بعد از عيد به ما ابلاغ و اعلام شد كه بانك‌ها مي‌توانند از اين منابع تسهيلات بدهند، ولي تاكنون تسهيلاتي نداده‌ایم، البته خود بانك نمي‌تواند در اين زمينه وامي پرداخت كند، ولي مردم مي‌توانند براي دريافت تسهيلات به شعبه مركزي مراجعه كنند. »
و این است توهمات یک دولت مهرورز درباره ی اقتصاد، اعتقادات خالصانه ی مردم به سنت الهی قرض الحسنه ، آرامش اقتصادی و …
حمیدرضا حسینی | بدون نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها

خدا خیرش بده بنفشه خانم بابایی (پرده نشین)، توی این بی سوژه ای و بی حوصلگی ناشی از خرتوخری مملکت، دعوت کرده که در مورد دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هایم بنویسم! من هم اونهایی که همین الآن و خیلی سریع به ذهنم میرسه رو می نویسم

دوست داشتم روزی می رسید که مردم (چه ایران و چه جهان)، دیگه رنگ خشونت و سختی و خستگی و اینهمه مشکلات رو نمی دیدند

دوست داشتم آنقدر قدرت شورای صنفی دانشکده زیاد (حتی بیشتر از الآن) میشد که می تونستیم با فشار به دانشکده و دانشگاه، یه سری از استادهای بی سواد، […] و پست فطرت رو که بچه های مردم رو به راحتی اذیت می کنند و خودشون رو هم محق می دونند، از نون خوردن می انداختیم!

دوست دارم ها:

خوردنی ها ماکارونی، لوبیا پلو، عدس پلو با گوشت، قرمه سبزی، جوجه کباب، پیتزا کاکتوس و کباب ترکی!

پوشیدنی ها کت و شلواری که اسفندماه سال ۸۵ خریدم و خیلی برام خوش یمن بوده تا الآن! توی حدود ۷ تا عروسی و مراسم ازدواج پوشیدمش! یکی اش هم عقد خودمون بود!

لباس سبز فسفری تیم فوتبال دانشکده (مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات امیرکبیر) که باهاش قهرمان دانشگاه شدیم و کلاً وقتی می پوشمش و فوتبال بازی میکنم، یه حس خوبی بهم دست میده

خواندنی ها «مزرعه ی حیوانات» جورج اورول و «کوری» ژوزه ساراماگو! توی تمام عمر کتاب خوندنم، خوندن هیچ کتابی به اندازه ی اینها برام لذتبخش نبود

هفته نامه ی «شهروند امروز» که جدا از برخی موارد که با مطالبش خیلی موافق نیستم، خیلی چیزها رو توش خوندم و یاد گرفتم

مکان ها پارک ته خیابون ۵۳ام یوسف آباد، جنگل کارا توی درکه، رستوران کوپه، معجون بابارحیم

فیلم ها ایرانی: آژانس شیشه ای و البته بیشتر فیلمهای حاتمی کیا بجز «به نام پدر»،فیلمهای کمال تبریزی (به استثنای سریال شهریار) و علی حاتمی و کیارستمی و جعفر پناهی و دار و دسته شون، مهمان مامان و هامون و اجاره نشین ها از داریوش مهرجویی

خارجی: The Shahwshank Redemption، پدرخوانده شماره یک، City of God، Good Fellas و

Once upon a time in America

شنیدنی ها آهنگهای محمد اصفهانی، شجریان و کلهر و علیزاده و ناظری و حتی احسان خواجه امیری! و البته آهنگهای یانی

آدم ها پدر و مادر و خواهر و سایر بستگان که جای خود دارند، آزاده به عنوان همسرم و بهترین دوستم و دلیل آرامش اخیر من جای ویژه ای داره، دوستانم (تقریباً می تونم بگم دوستان دوره ی دانشگاهم، چون تقریباً ارتباط چندانی با دوستان قبل از دانشگاه ندارم) که برای اینکه کسی از قلم نیفته اسمشون رو نمی برم، سید محمد خاتمی، شیخ یوسف صانعی، دکتر محمد رحمتی و دکتر مسعود صبایی استادهای دانشکده مون، دکتر غلامرضا کاشی، مرحوم مهندس بازرگان، کریم باقری، عادل فردوسی پور و …

ورزش ها (این مورد به پیشنهاد همسر گرامی اضافه شد - مراجعه شود به پانوشت ۲ - و البته خودم کاملترش کردم) فوتبال و شنا رو خیلی خیلی دوست دارم. خصوصاً فوتبال! طوریکه حداقل هفته ای ۲ جلسه و هر کدوم به مدت حدود ۱.۵ ساعت، البته به همراه پدر گرامی، میریم با دوستان و آشنایان فوتبال سالنی و چمنی بازی می کنیم!

در ضمن عاشق تیم فوتبال پرسپولیس هستم، اما تعصب خشک و بیجا ندارم!

دوست ندارم ها

صهیونیسم و صهیونیست ها (نه بخاطر ملت مفت خور فلسطین، فقط بخاطر نژاد پرستی و پست فطرتی بیش از اندازه شون)، سردار رادان، احمدی نژاد و کابینه اش و مدیران دولتش، هوگو چاوز، جورج بوش، فیدل کاسترو، کمونیسم و سوسیالیسم، احمدی نژاد، محمدرضا گلزار، بی اخلاقی، دروغ، تظاهر، حداد عادل و اکثر نماینده های مجلس هفتم، احمدی نژاد، سید حسن نصرالله، حمید استیلی، شلوغی هر روز مترو، روزنامه ی کیهان و دار و دسته اش، مهدی کروبی، منتجب نیا، اعتماد ملی، احمدی نژاد، نگاه به دیگران از موضع بالا، ترسیدن بیجا، پاچه خاری، تعصب بی مایه خصوصاً از نوع مذهبی اش، انحصار طلبی، جنگ، نفت، احمدی نژاد، روزنامه های زرد ورزشی، دکتر کاردان، جواد خیابانی، آنارشیسم، فاشیسم و …

در آخر هم از آزاده میخوام که همین بغل (سمت چپ وبلاگ)، در مورد دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هاش بنویسه تا حداقل بعد از مدتها آپدیت کرده باشه و طلسم رو بشکنه و دومین مطلبش رو توی این وبلاگ بنویسه!

همچنین از پژمان، ابوذر، محسن، مهدی و ریحان، علی و سمانه، امین مسیب زاده و بقیه ی دوستانی که حالِ نوشتن دارند هم دعوت میکنم! از ننوشتن که بهتره!

پانوشت ۱: اگه حالش رو داشتید، عکسهایی که با لباسهای محلی ایران رو که توی نمایشگاه شهر من-فرهنگ من دانشگاه خودمون انداختیم ببینید! اینم لینکش

پانوشت ۲: همسر گرامی در کامنتی که گذاشته اند، نکته ی بسیار مهمی رو گوشزد کرده اند. اینکه اینهمه شخصیت فوتبالی و تیم فوتبالی و این حرفها توی لیست دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هایم هست، اما خود فوتبال رو یادم رفته بنویسم! همون بالا اصلاح کردم مطلبم رو

حمیدرضا حسینی | [۴] نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ش ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

تعجبیات آقای گوجه

چند روزی بود که آقای گوجه داشت کم کم روی لبانش خنده سبز میشد! خصوصاً امروز که به دلیل قهرمانی تیم همرنگ ایشان، جگرش حال اومده بود! اما به محض خواندن سخنان گهربار ریاست محترم جمهوری و سخن از حل مشکلات اقتصادی مردم، به شکلی که می بینید در اومد و به قول هموطنان شریف آملی، «لینگِلو» شد!

حمیدرضا حسینی | بدون نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ش ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

پرسپولیس زلزله

امروز برای من یکی از شادترین روزهای این چند وقت بود! به همه ی پرسپولیسی ها این قهرمانی شیرین رو تبریک میگم

حمیدرضا حسینی | یک نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ج ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷

معرفی آقای گوجه

آقای گوجه

این دوست عزیزی که این بالا می بینید، آقای گوجه است!

البته این عکس آقای گوجه در ابتدای سال ۱۳۸۴ هجری شمسی، گرفته شده و تصویر ایشان، خصوصاً در یکی دو سال اخیر، به هیچ وجه من الوجوه، شباهتی به این عکس ندارد! لبخند از روی لبان ایشان رخت بربسته و مدام تحت فشار معیشتی قرار دارند.

چند وقت پیش آقای گوجه به این فکر می کرد که با بالا رفتن قیمتش، برای حل مشکلات معیشتی خود و خانواده، بهتر است دست به «خود فروشی» بزند و از این راه، رزق حلال کسب نماید! بهر حال کیلویی حدود ۲۵۰۰ تومان کم نیست!

البته خیلی زود ثابت شد که آقای گوجه، ماتحت تأثیر استکبار جهانی و رژیم های طاغوتی و مفسد و مافیای اقتصادی قرار گرفته و از وضعیت معیشتی شکایت دارد، وگرنه همانطور که در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ هجری شمسی اعلام گردید، وضعیت معشیتی مردم نسبت به ۲-۳ سال قبل بهتر شده است!

حمیدرضا حسینی | بدون نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ش ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

بعد از دو هفته

بعد از دو هفته بالاخره این سرور میزبان ما درست شد و ما تونستیم وبلاگ خودمون رو مجدداً رؤیت بنماییم!

فعلاً به دلیل شلوغی بیش از حدّ سر مبارک، وقت نداریم وبلاگ آپدیت کنیم!

البته تا احتمالاً چند روز آینده! این چند روز میتونه از یک تا ۳۰ روز باشه!

حمیدرضا حسینی | یک نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

ش ۷ اردیبهشت ۱۳۸۷

جو سازی علیه خاتمی

در اینکه جناح محافظه کار و تمامیت طلب در ایران، از حضور خاتمی در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری هراس دارد، شکی نیست. مطمئناً حضور شخصی مثل کروبی، نمی تواند موقعیت محافظه کاران را به خطر اندازد. پس باید بیشترین توان خود را برای کنار گذاشتن خاتمی به کار ببرند!

بحث بازنشسته شدن خاتمی از فعالیت های سیاسی که خبرگزاری فخیمه ی فارس، شدیداً به آن علاقه نشان داده، می تواند نمودی از این ترس محافظه کاران باشد.

اما در این میان، علت انتشار وسیع سخنرانی ها و نوشته های خاتمی علیه مرحوم مهندس بازرگان در سالهای اولیه ی انقلاب، در این روزها برایم جای تعجب دارد! به نظر نمی رسد که این قضیه، کار گروه های ملی - مذهبی باشد، که خود آنها شاید آزادترین سالهای پس از انقلابشان در اظهار نظر کردن، در همان زمان خاتمی بوده است و می شود گفت در اکثر انتخابات های پس از دوران خاتمی، همراه اصلاح طلبان بوده اند و «شخصاً آنها را اصلاح طلبان واقعی می دانم» که همواره شرافت خود را با دفاع واقعی از آزادی و انسانیت و حقوق بشر حفظ کرده اند!

اینکه یک زمانی، کسی مثل خاتمی که این روزها خیلی روی دید باز و منش فرهنگی وی حساب می شود، به دلیل جو انقلابی، چنان اظهارات تندی علیه نخست وزیر دولت موقت بکند، تصوری دور از ذهن نیست! همین که از آن مشی گذشته و با آن شدت و حدّت پشیمان بشوی و راه اصلاح در پیش بگیری، جای تقدیر دارد! اما تخریب شخصیت خاتمی، مطمئناً به نفع هیچکس نخواهد بود!

وبلاگ خبرنگاری را که خاتمی را بازنشسته کرد، با اسپیکر روشن بخوانید - سمیه توحیدلو

تولد یک خبر، چگونه خبر کلاشینکف، خاتمی را بازنشسته کرد؟ - بهمن هدایتی

حمیدرضا حسینی | بدون نظر | بالاترین
اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

وبلاگ گروهی مان

  • مطالعات فکری دانشجویان

لوگوی روز

لوگودونی

  • I30T: Persian (FARSI) Online Advertisement
  • ليست وبلاگهای به روز شده
  • گلچين وبلاگهاي ايراني
  • شاهد بازاری و پرده نشین
  • هم دانشگاهی ها

    • An elegy for a superb sunrise
    • Bikari
    • iiiiiiiiiiiiiiii
    • Love
    • Lunati(s
    • آخرین یادداشتهای یک چریک تنها
    • آداماس
    • آری
    • ابرام سیتی
    • از جنس خدا
    • استخبعلات و خزعبارات
    • اسدالله خاکپور
    • انتظار
    • بابک
    • بامداد
    • تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود …
    • تا فراموشی
    • تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
    • جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک :دی
    • خاطرات من
    • درد دل های یک عاشق
    • درفش سیاه
    • دل نوشته های من و آسمان
    • رانیتیدین
    • رفتن، رسیدن است
    • زندگی زیباست
    • شايد
    • طرف دیگر شب
    • POOSLAYER
    • The man who sold the World
    • the most mashang
    • فانوس خیال
    • فریاد
    • فعلاً بدون عنوان
    • مانی آنلاین
    • مثل دریا بیکران
    • مثل صحرا بیکران
    • مروارید مهر
    • من او هستم
    • وبلاگ معين
    • وقتی تمام فکر و ذکرت کامپیوتر باشه
    • پایکلو
    • گاماس
    • یادداشت های روزمره
    • یادداشت های من
  • دوستان

    • iBook
    • اسپایدرمرد
    • افاضات
    • انتهای بی نهایت
    • ايستاده زير باران پاييزي
    • بارباماما
    • باغ بهار
    • بر ساحل سلامت
    • به تماشای آبهای سپید
    • بوق زدن ممنوع!
    • تا دموکراسی
    • خروسك
    • دیوانه
    • ریژاب
    • زیر آبی آسمان …
    • سطل آشغال اندیشه
    • شاهد بازاری و پرده نشین
    • صر صر
    • مرگ قسطي
    • نامه های قدیمی
    • نقطه ته خط
    • نوشته های بی خواننده
    • نِت نوشت
    • هنوز
    • هوریزون
    • وب نویس
    • وبلاگ دانشجویان دانشگاه امام رضا
    • کلام
    • کوچه مردها
    • گرشاه
    • یادداشت های پراکنده
    • یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی

صفحات

    بایگانی موضوعی

    • فرهنگ (8)
    • لینک (5)
    • مالیخولیا (3)
    • مذهب (5)
    • هنر (1)
    • اقتصاد (1)
    • اجتماع (60)
      • دانشگاه (28)
    • برداشت ها (3)
    • تک نوشت ها (3)
    • خشم نوشت ها (7)
    • روزنوشت ها (213)
    • سفر (1)
    • سیاست (30)
    • شعر و ادب (17)
    • طنز (28)
      • آقای گوجه (2)
      • جفنگیات (9)
      • داستانهای من و اون (2)
      • شیرینی جات (4)
    • عکس (10)

    بایگانی ماهانه

    • می 2008 (6)
    • آوریل 2008 (8)
    • مارس 2008 (3)
    • فوریه 2008 (2)
    • نوامبر 2007 (2)
    • اکتبر 2007 (5)
    • سپتامبر 2007 (6)
    • آگوست 2007 (6)
    • جولای 2007 (9)
    • ژوئن 2007 (13)
    • می 2007 (8)
    • آوریل 2007 (15)
    • مارس 2007 (19)
    • فوریه 2007 (11)
    • ژانویه 2007 (19)
    • دسامبر 2006 (19)
    • نوامبر 2006 (17)
    • اکتبر 2006 (19)
    • سپتامبر 2006 (14)
    • آگوست 2006 (15)
    • جولای 2006 (13)
    • ژوئن 2006 (19)
    • می 2006 (29)
    • آوریل 2006 (5)

    جستجو

    منابع RSS

    • مطالب | نظرات

    س ۲۳ بهمن ۱۳۸۶

    برای دوستی

    یادته ۴ سال پیش؟ یادته تو سایت دست تکون می دادی واسمون که بفهمیم حمیدرضا حسینی کیه؟ گفتیم عجب بچه پرروی اسکولیه! … یادته میل می زدی که مشخصات کاملتو بگو… یادش بخیر… قبلش فکر می کردیم سال بالاییه این حمیدرضا حسینی….

    یادته بعد اردوی شمال سال اول؟ عکسایی که قرار بودبراتون چاپ کنم؟:دی عجب رویی داره این پسره؟! یادته حمایتای گروپ؟ یادته چت های دم اذان تابستون ۸۳؟ یادته دیلی نماز بودم؟:دی

    یادته اواخر اون سال شدی خواهرزاده من؟ یادته؟ نمی گفتم اما هرچی بیشتر می گذشت… هرچی بیشتر می شناختمت حس می کردم پشت این چهره یه شخصیت دیگه است که روز به روز واسم جالب تر می شه!

    یادته کم کم شدی دوستم؟ یکی از بهترین دوستام؟ یادته؟ یادته اون قصه ها؟ یادت نیست چون نمی دونستی که سعی کردم این دوستی رو کم کنم، چون بهم هشدار دادن این دوستی بینهایت نزدیک و عمیق رو به عادت تبدیل نکنم، که سختمون شه… اما نشد…

    یادته اون smsها؟ یادته ۲ آذر ۸۴؟ یادته آسمونمون؟

    باورم نمی شه هنوز… که دو سال از اون روزا گذشته… از اون روزای فکرو شک و تردید… از روزایی که حتی نمی دونستم چطور باید به این چیزا فکر کردو تو یادم دادی… از اون روزای دوری… دوسال و بیشتر از دو ماه گذشته… دو سال خوب… که با کنار هم بودنمون همه شک ها و تردیدهامون از بین رفت و فهمیدیم که راه سخت اما درستی رو انتخاب کردیم… از روزایی که مشکلات پیش اومده رو با کمک هم کنار گذاشتیم… روز به روز نزدیک تر… بهتر… دوست تر…

    باورت می شه؟ باورت می شه هفته پیش کنار هم نشستیم… سندی رو که فقط دوستی و همدلی و یکی بودن ما رو رسمی می کرد امضا کردیم… هنوزم باورم نمی شه… وقتی بعد از اون امضاها کنارت نشستم انگار هیچ چیز تغییری نکرده بود… فقط یه آرامش دیگه به کنار هم بودنمون اضافه شد…

    دیگه همیشه باهمیم… دیگه امروز کنار همیم… پابه پای هم… با هم و برای هم… برای همیشه… تا باشیم… کاش به اون قصه، به اون آسمون برسیم… کاش روز به روز بهتر و بهتر شیم… کاش این رسمی بودن، این کنار هم بودن همیشگی، این محبت و دوستی رو به عادت خالی تبدیل نکنه… کاش یادمون نره که اول از همه دوستیم… دوستی که هیچی و هیشکی نمی تونه جای اونو بگیره…. همون طور که قبل از آذر ۸۴ بودیم و بعد بهتر و بهتر شدیم… می دونم می تونیم… چون هر دومون از ته دل همینو می خوایم…

    آزاده اعتدالی | [۸] نظر | بالاترین
    اضافه کردن به لیست وبلاگهای مورد علاقه در تکنوراتی

    کلیه ی حقوق این سایت متعلق به آزاده اعتدالی می باشد. استفاده از مطالب این سایت، با ذکر منبع بلامانع است.
    قالب این سایت از www.vanillamist.com دانلود شده است.